شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
129
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
جسم است . 11 ، 142 - و گفت : اگر همه كارها كسى را بر مراد گردد ، نزديك است كه عقل او ازو دور شود . 11 ، 143 - و گفت : دل فارغ بحث مىكند و تفتيش و تفحص مىنمايد از مشتبهات و خواهشها ، و دست فارغ ، يعنى : خير ، دراز مىشود به سوى لئيمان . 11 ، 144 - و گفت : شكم زمين ميت است و مرده ، پشت زمين سقيم و بيمار . 11 ، 145 - بعضى از شاگردان سقراط پارهء گندم به رسم هديه گذرانيدند . سقراط قبول كرد آن را بعد از آن به گريه افتاد . گفتند : سبب گريه چيست ؟ گفت به درستى كه در هلاكت انداختم « 110 » اهل و عشيرت خود را به اجرت گرفتن . 11 ، 146 - و گفت : با پدر و مادر خود چنان سلوك نماى كه سلوك فرزند خود را با خود مىخواهى . 11 ، 147 - گفت : بسيار خنده مكنيد ، و كلمات غضبآميز اندك بگوئيد ، كه اين شيوهء نادانان و جاهلان است . 11 ، 148 - و گفت : آن چيزى كه ما شرم داريم از كردن آن ، سزاوار اينست كه از گفتن آن هم شرم داشته باشيم . 11 ، 149 - و گفت : مكابره و جدل كنيد با شهوتهاى جوانى بر سبيل قهر و غلبه ، به درستى كه اين ستيزه با نفس نفيسترين لباس است كه پوشيدهايد ، و به اين لباس خلاص مىشويد از تلون جوانى . و اگر در نهانى « 111 » عمل بدى از تو سر زند ، و گمانت اين باشد كه پوشيده است ،
--> ( 110 ) - اساس و س : در هلاكت اهل . ( 111 ) - د : پنهانى .